تبلیغات
داغ شقایق ها(اشعار یاسر محمدی) - هزاران کاوه ضحاک کُش
تاریخ : پنجشنبه 21 فروردین 1393 | 01:15 ق.ظ | نویسنده : یاسر محمدی(رسای)
سلام. سال جدید رو به همه دوستان تبریک می گم. مدتی هست که کمتر سر می زنم. حتی سعادت نداشتم برای خانم بی بی دو عالم مادرمون حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مطلبی بنویسم. اما شاید دعوت یکی از دوستان از بازدید وبلاگش منو بر اون داشت که اینبار از کسایی بگم که الان مدیون اونا هستیم که می تونیم به راحتی عید رو بهم تبریک بگیم و یا برای مادرمون حضرت فاطمه عزاداری کنیم. مدیون شهدا و رزمندگان و جانبازانی که هر چه داریم از صدقه سر اوناست. هرچه داریم از لطف و جان نثاری اوناست.

نگاهت همچنان تنهاست

می دانم

میان دود و آتش

تیر و ترکَش

تو دین را با خود آوردی

و چشمان تو گویی

در کنار دست همرزمت

زمین جا ماند!!

دلم جامانده دست تو

زمانی که ز فتح تو روایت شد

و آوینی چه زیبا گفت

ز تو و از آن همه امثال تو

در یک نبردی پر ز ضحاکان افعی دوش

و تو، چون کاوه و الله اکبر شد درفش تو

تو رفتی و تو ماندی و تو جنگیدی

که دیگر هیچ ضحاکی

در این دشت پر از لاله

نخواهد تا که ریزد خون مردم را

تو درسی را به او دادی

که تا چرخ فلک چرخد

ز یاد او نخواهد رفت

دو چشمان تو جا مانده

که امروزه ببینم من به چشم باز

اگر ایران به جا مانده

اگر ایمان هنوزم اندکی مانده

همه مدیون چشم توست

که در پشت کدر عینک

بسی سال است که بس تنهاست

همه مدویون چشم تو




  • سه ساله
  • حامل
  • ضایعات