تبلیغات
داغ شقایق ها(اشعار یاسر محمدی) - هفت دور عشق(امام علی)
تاریخ : جمعه 13 آبان 1390 | 03:29 ق.ظ | نویسنده : یاسر محمدی(رسای)

اول از هر چیز باید عذرخواهی کنم به خاطر مدت طولانی که نبودم. راستش کارهای شخصی و مشغولیتم به خاطر چاپ کتاب چهارمم تحت عنوان «غسل ماه خون» که بعد از 3 ماه اینور و اونور شدن تو ارشاد آخرش 2 شعرم که درمورد حضرت علی بود رو دستور دادن که حذف بشه و حالمو عجیب گرفتن و رمقی برا اومدن اینجا یا حتی چاپ اون کتاب نذاشتن. امسال هم گذشت و نشد که یادگاری ای به یادگاری های قبلی برای شب اول قبرم آماده بشه... دیگه از علی و مظلومیتشو حقانیتش هم نمی شه گفت!!! به هر حال هرچی خیره همون میشه... عید قربان رو تبریک میگم به همتون و این شعر که یادگار سفر سراسر خاطره مکه و مدینم هست رو با کلی ابیات حذف شده تقدیدمتون میکنم.آخه شعر زیاد بود و همینقدرشم بخونید بنده رو لایق دونستید و خوشحالم کردید...

عشق با نامت هویدا می شود

پرده ها از دیده ام وا می شود

عشق تو کار خدایی می کند

پیش تو یوسف گدایی می کند

عشق تو بارانی از لطف خداست

ساقی میخانه حجب و حیاست

عشق تو زیبنده ی توصیف نیست

غیر تو کوه وفا و مهر کیست؟

عشق تو ای جان پناهم داده است

اعتکاف دیده ی تو دل نشست

عشق تو دل را پرستو میکند

جای تن بر دام تو رو می کند

عشق تو معجون اعجاز خداست

ره گشای این دل تاریک ماست

عشق تو لبیک را یادم بداد

آب زمزم بر دهان من نهاد

مَحرم احرام درگاه خدا

گشتم از این دار فانی هم جدا

اشکِ شوقِ وصل چشمانم بشست

غیر الّه چیز دیگر را نجست

در مسیر راه دیده بسته بود

لب مدام الحمدلله می سرود

زانوان در بین ره سست و خمود

دل به یاد وصل او اندر سجود

خواستم تا سر به بالا آورم

پر نمود یادت تمام خاطرم

با خودم گفتم خدا این عشق را

تا ابد از من نگردانی جدا

عشق تو من را به راه راست بُرد

دست من بر دست ایزد او سپرد

هفت دور عشق را کردم شروع

تا به جا آرم ز دینم یک فروع

هر قدم زین ره که من برداشتم

شکر ایزد بر لبم بگذاشتم

شکر آن دردانه کون و مکان

آن خدای لاشریک و لامکان

چون که عشقت را به من او هدیه کرد

یاد تو از من بگیرد زجر و درد

چون طواف دومین آغاز شد

پرده ها از کعبه گویی باز شد

دیگر از یاد خدا فارق شدم

نِی، خدا را بیشتر عاشق شدم

چون که احساس خدا را دید دل

اشتیاقش را میان سنگ و گل

با خودم گفتم «رسای» صد آفرین

چون که هستی عاشق فخر زمین

این شکاف کعبه از شوق خداست

رهنمای مردم بی رهنماست

سومین دور تسلسل چون رسید

اشک از چشمم دمادم می چکید

جای آن ذکر مفاتیح الجنان

با خودم گفتم خدایا الامان

چهارمین سیر سلوک عشق را

همره دل گشتم و از دین جدا

کعبه گُم شد در طواف من ولی

روبرویم بود تصویر علی

پنجمین دور طوافم فرق داشت

دل به جای کعبه مولا را گذاشت

چرخشم دور علی آغاز شد

بار دیگر راه اشکم باز شد

.

.

.




  • سه ساله
  • حامل
  • ضایعات